ساختهی کپکام و یک بازی تکنفره، سومشخص و علمیتخیلی است. ژانرش بیشتر «اکشنماجرایی» است؛ یعنی ترکیبی از:
- تیراندازی سومشخص
- هککردن دشمنان
- حل معماهای سبک
- گشتوگذار و پیدا کردن مسیر
- ارتقای تجهیزات
- داستان سینمایی و شخصیتمحور

بنابراین نقشآفرینیِ مفصلی مثل Witcher 3 نیست و وحشت بقایی خالص مثل Resident Evil یا Dead Space هم محسوب نمیشود.
داستان بازی بدون اسپویل
ماجرا در آیندهای نزدیک اتفاق میافتد. یک شرکت بزرگ به نام Delphi Corporation فناوری عجیبی ساخته که میتواند با استفاده از مادهای مخصوص به نام Lunafilament تقریباً هر چیزی را از روی نقشه و اطلاعاتش تولید کند؛ چیزی شبیه پرینتر سهبعدی فوقپیشرفته.
برای استخراج این ماده و انجام تحقیقات، یک مجموعهی عظیم روی ماه ساختهاند که The Cradle نام دارد. تقریباً تمام کارهای این پایگاه را یک هوش مصنوعی مرکزی به نام IDUS و تعداد زیادی ربات انجام میدهند.
ناگهان ارتباط پایگاه با زمین کاملاً قطع میشود.
یک مهندس و فضانورد به نام هیو ویلیامز همراه یک گروه تحقیقاتی به ماه فرستاده میشود تا بفهمد چه اتفاقی افتاده است. وقتی وارد مجموعه میشوند:
- پایگاه تقریباً خالی از انسان است.
- رباتها رفتاری خصمانه دارند.
- سیستم مرکزی کنترل مجموعه را در اختیار گرفته است.
- زلزلهای در ماه رخ میدهد و هیو از اعضای گروهش جدا میشود.
هیو بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، میبیند یک اندروید کوچک با ظاهر دختربچه نجاتش داده است. شمارهی فنی این اندروید D-I-0336-7 است؛ اما هیو نامش را دایانا میگذارد.
هیو و دایانا تصمیم میگیرند با همکاری یکدیگر از پایگاه خارج شوند و راهی برای بازگشت به زمین پیدا کنند. در طول مسیر هم آرامآرام متوجه میشوند:
- چرا ارتباط پایگاه قطع شده؛
- کارکنان پایگاه چه سرنوشتی پیدا کردهاند؛
- هوش مصنوعی IDUS دقیقاً چه هدفی دارد؛
- دایانا چگونه و برای چه منظوری ساخته شده است؛
- فناوری Lunafilament چه خطر بزرگی ایجاد کرده است.
اما هستهی اصلی داستان فقط نجات زمین یا فرار از ماه نیست؛ رابطهی هیو و دایانا مهمترین بخش آن است. دایانا زمین را ندیده و آرزوی دیدن آسمان، درخت و ساحل واقعی را دارد. هیو هم کمکم نسبت به او حس پدرانه پیدا میکند. بازی از این رابطه برای تعریف داستانی دربارهی انسانبودن، هوش مصنوعی، خاطرات و وابستگی استفاده میکند.

گیمپلی چگونه کار میکند؟
ایدهی اصلی بازی این است که هیو و دایانا را همزمان کنترل میکنی؛ نه اینکه هرکدام مرحلهای جدا داشته باشند.
هیو
هیو بخش حرکتی و تیراندازی را انجام میدهد:
- اسلحههای مختلف دارد.
- با جتپک جاخالی میدهد.
- میتواند سریع به طرفین حرکت کند.
- به سکوها و نقاط دورتر میرسد.
- قسمتهای آسیبپذیر رباتها را هدف میگیرد.
حرکت هیو نسبتاً سریع و نرم است؛ بنابراین مثل شخصیت سنگین Callisto Protocol نیست.
دایانا
دایانا مسئول هککردن است. بیشتر رباتها زره فلزی دارند و تیرهای هیو ابتدا آسیب چندانی به آنها نمیزند. باید با دایانا سیستم دفاعی آنها را هک کنی تا زرهشان باز شود.
هککردن یک مینیگیم شبکهای است:
- باید نشانگر را روی یک جدول حرکت بدهی.
- از موانع عبور کنی.
- به خانهی هدف برسی.
- بعضی خانههای اضافی، قدرت تیر یا تأثیر هک را بیشتر میکنند.
نکتهی جذاب این است که هنگام هککردن، بازی متوقف نمیشود. دشمن همچنان حمله میکند و همزمان باید:
- با هیو جاخالی بدهی؛
- موقعیت دشمنان را کنترل کنی؛
- مسیر هک را حل کنی؛
- پس از بازشدن زره، به نقطهضعف شلیک کنی.
به همین دلیل مبارزات در ابتدا ساده به نظر میرسند ولی وقتی چند مدل ربات همزمان حمله کنند، حسابی شلوغ و فکری میشوند.
آیا خیلی اکشن است؟
اکشنش متوسط رو به زیاد است، ولی دائماً وارد جنگ نمیشوی. ساختارش تقریباً اینطور است:
گشتوگذار و داستان → حل معما و پیدا کردن مسیر → مبارزه → ارتقا و استراحت → منطقهی بعدی
در نیمهی دوم، تعداد نبردها و دشمنان بیشتر میشود. بنابراین اصلاً یک بازی آرام و صرفاً داستانی مثل بعضی آثار دیوید کیج نیست؛ اما شبیه Call of Duty هم تماماً تیراندازی نیست.
مقایسه با Dead Space و Callisto Protocol
از نظر ظاهر و محیط، شباهتهایی دارند:
- هر سه علمیتخیلی هستند.
- محیطهای فلزی و بسته دارند.
- شخصیت اصلی لباس فضایی پوشیده است.
- اتفاقات در یک مجموعهی دورافتاده رخ میدهد.
ولی حس بازی کاملاً متفاوت است:
| ویژگی | Pragmata | Dead Space / Callisto |
|---|---|---|
| ترس | کم | زیاد |
| دشمنان | عمدتاً ربات | هیولا و موجودات جهشیافته |
| مهمات | فشار کمتری دارد | مدیریت منابع مهم است |
| حرکت | سریع و مجهز به جتپک | سنگینتر و محدودتر |
| مبارزه | هک + تیراندازی | تیراندازی یا مبارزه نزدیک |
| فضای داستان | احساسی و ماجراجویانه | خشن، تاریک و وحشتناک |
| جامپاسکر | بسیار کم | بیشتر |
پس اگر Dead Space و Callisto را دوست داشتی، احتمالاً محیط علمیتخیلی Pragmata برایت جذاب است؛ اما Pragmata جای آنها را بهعنوان بازی ترسناک نمیگیرد. بیشتر حس یک ماجراجویی فضایی مرموز و احساسی دارد.
سلاح، ارتقا و اکتشاف
در بازی چند نوع سلاح و ابزار پیدا میکنی که هرکدام برای موقعیت متفاوتی مناسباند. یک سلاح پایه هم داری که مهماتش تمام نمیشود؛ بنابراین نگرانی همیشگی بابت بیگلولهماندن نداری.
با جمعکردن منابع میتوانی مواردی مثل اینها را ارتقا بدهی:
- میزان سلامتی هیو
- قدرت سلاحها
- تواناییهای هک دایانا
- سرعت و کارایی مبارزه
- ابزارها و قابلیتهای جانبی
محیطها کاملاً جهانباز نیستند، ولی مسیرهای فرعی، منابع، فایلهای داستانی و چالشهای اختیاری دارند. بعضی اطلاعات مهم دربارهی کارکنان پایگاه و اتفاقات گذشته از طریق نوشتهها و فایلهای صوتی بیان میشوند.
یک محل امن هم در بازی وجود دارد که هیو و دایانا در آن استراحت میکنند. تعاملهایی مثل هدیهدادن و بازیکردن با دایانا باعث میشود رابطهی این دو ملموستر شود؛ این قسمت از نظر احساسی اهمیت دارد.
سختی بازی
روی درجهی معمولی، Pragmata بازی فوقالعاده سختی نیست. از دارک سولز، سکیرو یا حتی بعضی قسمتهای Dead Space راحتتر است. سختی بیشتر از این میآید که باید چند کار را همزمان انجام بدهی، نه اینکه دشمن با دو ضربه تو را بکشد.
چالشهای فرعی و درجهی Lunatic بسیار سختتر هستند و سیستم مبارزه را جدیتر آزمایش میکنند. اگر فقط داستان را بخواهی، درجهی عادی مناسب است.
مدت بازی
- فقط داستان اصلی: حدود ۱۰ تا ۱۳ ساعت
- همراه اکتشاف و چالشهای فرعی: حدود ۱۵ ساعت یا بیشتر
- کاملکردن همهچیز: بسته به مهارت، بیشتر
بازی کشدار و ۵۰ ساعته نیست؛ یک تجربهی نسبتاً جمعوجور و متمرکز است.
گرافیک و PS5 Pro
بازی با RE Engine کپکام ساخته شده و از نظر نورپردازی، صورت شخصیتها، جزئیات فلزات و محیط پایگاه بسیار تمیز است. روی PS5 حالت وضوح تصویر و حالت نرخ فریم دارد.
با توجه به اینکه تو PS5 Pro و تلویزیون LG C5 داری، نسخهی PS5 Pro انتخاب بسیار خوبی است:
- حالت نرخ فریم، تجربهی نرمتر نزدیک به ۶۰ فریم میدهد.
- PS5 Pro با PSSR تصویر واضحتری نسبت به PS5 معمولی ارائه میدهد.
- VRR تلویزیون C5 افتهای جزئی فریم را نرمتر نشان میدهد.
- مشکی عمیق OLED و HDR برای محیطهای تاریک فضایی واقعاً به بازی میآید.
برای تو احتمالاً حالت Frame Rate با VRR روشن بهترین انتخاب است؛ مگر اینکه بخواهی صرفاً بیشترین کیفیت و جزئیات تصویر را ببینی. بررسی فنی نسخهها نیز PS5 Pro را بهترین نسخهی کنسولی ارزیابی کرده است.
نقاط قوت
- سیستم مبارزهی تازه و متفاوت
- همکاری همزمان هیو و دایانا
- گرافیک و طراحی هنری بسیار خوب
- رابطهی احساسی و باورپذیر شخصیتها
- ریتم نسبتاً فشرده و بدون طولانیکردن مصنوعی
- ترکیب مناسب اکشن، معما و اکتشاف
نقاط ضعف
- داستان کلی برای بعضی منتقدان قابلپیشبینی بوده است.
- بخشی از داستان از طریق فایلها تعریف میشود.
- نیمهی دوم کمی مبارزهمحورتر و تکراریتر میشود.
- تنوع دشمنان برای بعضی بازیکنان کافی نبوده.
- اگر کسی از مینیگیم هک خوشش نیاید، پایهی اصلی مبارزه برایش خستهکننده میشود.
- جهانباز یا نقشآفرینی عمیق نیست.
امتیاز و نظر نهایی من برای تو
میانگین نقدها حدود ۸۵ تا ۸۷ از ۱۰۰ بوده و استقبال بازیکنان پلیاستیشن هم بسیار خوب است. بخش عمدهی تعریفها مربوط به مبارزات خلاقانه، گرافیک و رابطهی هیو و دایاناست؛ نقد اصلی هم متوجه داستان نسبتاً ساده و کمی تکرار در نیمهی دوم است. سایت رسمی Pragmata و صفحهی رسمی PlayStation
با شناختی که از سلیقهات دارم: چون Resident Evil، Silent Hill، Metal Gear، Death Stranding، Uncharted و God of War را دوست داری، Pragmata بهاحتمال زیاد به دلت مینشیند. مرموز و سینمایی است، دو شخصیت مرکزی دوستداشتنی دارد و گیمپلیاش هم فقط تیراندازی بیهدف نیست.
حکم نهایی من: بگیر و بازی کن؛ حدود ۸.۵ از ۱۰. فقط با انتظار «Dead Space جدید» سراغش نرو؛ انتظار یک ماجراجویی علمیتخیلی خوشساخت، احساسی و اکشن با سیستم هک متفاوت داشته باش
- - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
- - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
- - لطفا فارسی بنویسید.
- - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
- - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد